جاري تحميل ... مدونة نور الدين رياضي للعمل السياسي والنقابي والحقوقي

أخبار عاجلة

إعلان في أعلي التدوينة

ماذا تقول الأحزاب الشيوعية الإيرانية فعلا؟الرفيق محمد السفريوي

 ماذا تقول الأحزاب الشيوعية الإيرانية فعلا؟الرفيق محمد السفريوي

مع اندلاع الحرب التي شنتها الولايات المتحدة والكيان الصهيوني ضد إيران، سارع كثيرون داخل أوساط اليسار إلى تداول بيان حزب توده الإيراني كما لو كان التعبير النهائي عن موقف الشيوعيين الإيرانيين. غير أن هذا التسرع يكشف أزمة أعمق: أزمة منهج، حيث يتم استبدال التحليل بتداول النصوص، و الاكتفاء بتكرار ما هو متاح. فالحركة الشيوعية الإيرانية طيف من التنظيمات ذات مرجعيات مشتركة وتقديرات سياسية مختلفة. والاطلاع على بيانات الحزب الشيوعي الإيراني والحزب الشيوعي العمالي الإيراني يسمح بفهم أكثر دقة لموقف الشيوعيين من الحرب
مثلا بيان الحزب الشيوعي الإيراني يقدم تحليلا كلاسيكيا يستند إلى المفهوم اللينيني للحرب الإمبريالية. فهو يرفض الحرب ، لا من موقع الدفاع عن النظام، بل من موقع رفض الصراع بين قوى رجعية متنافسة. الحرب، وفق تقديره، ليست حرب تحرير، بل حلقة في صراع لإعادة ترتيب التوازنات الإقليمية، حيث تسعى الولايات المتحدة لتعزيز هيمنتها، بينما يقاتل النظام الإيراني لضمان بقائه.
ومن هنا، يطرح الحزب موقفا مزدوجا ، رفض الحرب الإمبريالية من جهة، والاستمرار في النضال لإسقاط النظام من جهة أخرى.
المعادلة هنا واضحة: لا اصطفاف مع النظام، ولا اصطفاف مع الإمبريالية. بل بناء قوة مستقلة للطبقة العاملة.
في المقابل، يركز الحزب الشيوعي العمالي الإيراني على البعد الداخلي للأزمة. فهو يعتبر أن النظام نفسه هو المسؤول عن إدخال البلاد في مسار الحرب، وأن ضربات الولايات المتحدة و"الكيان الصهيوني" أضعفته وخلقت فرصة لتصعيد النضال الشعبي.
لكن هذا الحزب، رغم احتفائه بضعف النظام، لا يمنح شرعية سياسية للتدخل الإمبريالي. بل يؤكد أن إسقاط النظام هو مهمة الشعب نفسه، . و يدعو إلى تحويل حالة الحرب إلى لحظة تعبئة سياسية، عبر الإضرابات، وتنظيم الجماهير، والاستعداد لانتفاضة شاملة.
هذا الموقف ينطلق من فكرة مركزية في التراث الماركسي: أن الأزمات الكبرى، بما فيها الحروب، تفتح لحظات إمكانية ثورية، لكن تحويل الإمكانية إلى واقع يتوقف على التنظيم، لا على القصف.
الاختلاف بينهما يكمن في تقدير اللحظة. الحزب الشيوعي الإيراني يرى أن الحرب تضعف الحركة الشعبية عبر عسكرة المجتمع، بينما يرى الحزب الشيوعي العمالي أنها قد تخلق فرصة لتصعيد النضال.
هذا الاختلاف ليس تناقضا، بل تعبير عن جدل داخلي طبيعي داخل الحركة الشيوعية، حيث لا يوجد موقف واحد جامد، بل تقديرات متعددة تنطلق من نفس المنهج.
الدرس الأهم من هذه البيانات ليس فقط موقفها من الحرب، بل المنهج الذي تعبر عنه. فهذه الأحزاب ترفض الثنائية الزائفة التي تفرضها الحرب: إما مع النظام أو مع الإمبريالية. وهي تؤكد أن الخيار الثالث – خيار الاستقلال الطبقي – هو وحده القادر على إنتاج أفق تحرري.
وهذا ما يغيب غالبا في نقاشاتنا، حيث يتم اختزال الموقف في ثنائية الولاء أو العداء، بدل بناء تحليل مستقل.
إن الشيوعيين الإيرانيين، رغم اختلافاتهم، يقدمون مثالا واضحا على أن الموقف الماركسي لا يبنى على رد الفعل، بل على تحليل ملموس لواقع ملموس. فالحرب ليست مجرد حدث عسكري، بل لحظة تكشف طبيعة القوى المتصارعة، وتختبر قدرة الحركة الثورية على الحفاظ على استقلالها.
والخلاصة الأهم: ليس كل من يعادي النظام حليفا للشعوب، وليس كل من يعادي الإمبريالية حليفا للثورة. وحدها الحركة المنظمة للطبقة العاملة قادرة على تحويل لحظات الحرب إلى لحظات تحرر.
الاطلاع على البيانين:

بیانیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران: نه به جنگ ارتجاعی، سرنگون باد جمهوری اسلامی


در صبح روز شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ برابر با ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، ارتش های آمریکا و اسرائیل در عملیاتی گسترده‌‌ و هماهنگ اهدافی را در شهرهای مختلف ایران مورد حملات موشکی و بمباران قرار دادند. بر پایه گزارش‌ها در همین اولین روز جنگ در اثر بمباران یک مدرسه ابتدایی دخترانه در شهر میناب در استان هرمزگان در جنوب ایران، دست‌کم ۵۰ نفر کشته و بر پایه برخی گزارش ها تاکنون در مجموع بیش ۲۰۰ نفر کشته و بیش از ۷۰۰ نفر زخمی شده اند. متقابلا رژیم جمهوری اسلامی اسرائیل و چند پایگاه نظامی امریکا در منطقه را هدف حملات موشکی قرار داده است. این حملات نظامی در پی نقل و انتقال نیرو و میلیتاریزه کردن کامل منطقه از جانب آمریکا و در حالی که دور دوم مذاکرات میان هیئت‌های دو طرف زیر سایه تهدیدات جنگی آمریکا و پافشاری جمهوری اسلامی بر ادامه برنامه هسته‌ای به نتیجه نرسید آغاز شده است.


آنچه امروز شاهد آن هستیم، حلقه‌ای تازه از زنجیره‌ی کشمکش‌های امپریالیستی برای بازتعریف موازنه‌ی قدرت در منطقه  خاورمیانه است. تلاش آمریکا برای تحکیم هژمونی و کنترل منابع انرژی، مسیرهای راهبردی و حوزه‌های نفوذ سیاسی و تقلای جمهوری اسلامی برای بقا و سهم بری در بازآرایی نظم منطقه، بار دیگر خاورمیانه را به میدان رویارویی نظامی کشانده است. دولت نئوفاشیست ترامپ که تمام قوانین بین‌المللی محصول توازن قوای بعد از جنگ جهانی دوم را زیر پا گذاشته و بعد از نسل‌کشی در غزه در همدستی با دولت اسرائیل در راستای اهداف امپریالیستی و به‌ویژه در رقابت با چین در تلاش است که پروژه شکل دادن به نظم امپریالیستی مورد نظر خود را در خاورمیانه پیش ببرد، رژیم جمهوری اسلامی به عنوان مهمترین پایگاه اسلامی سیاسی مانعی بر سر راه تحقق نقشه های خود می داند. رژیم جمهوری اسلامی نیز که در راستای استراتژی بقای خود صدها میلیارد دلار از منابع ثروت جامعه و حاصل رنج و استثمار کارگران و زحمتکشان ایران را صرف پروژه ها و برنامه های هسته ای، تجهیز نیروهای باصطلاح محور مقاومت و برپایی زرادخانه موشکی کرده این جنگ و حتی منطقه‌ای کردن آن را در راستای بقای خود می داند.


این جنگ در عین حال در بستر تعمیق بحران‌های داخلی در ایران رخ می‌دهد. جامعه‌ی که سال‌هاست زیر فشار اجرای برنامه‌های نئولیبرالی سرمایه داری، ارزان سازی نیروی کار، تورم و گرانی افسارگسیخته و تعمیق شکاف طبقاتی و سرکوب سازمان‌یافته‌ی تشکل‌های مستقل کارگری و فعالین دیگر جنبش‌های اجتماعی قرار دارد. چنین شرایطی، جامعه را بشدت آسیب‌پذیرتر کرده و امکان بهره‌برداری قدرتهای امپریالیستی از این وضعیت را افزایش داده است.


این جنگ ویرانگر در حالی سایه خود را بر ایران و منطقه گسترانده است که طی هشت سال گذشته زیر تیغ سرکوب رژیم هار جمهوری اسلامی و تحت فشار فقر و فلاکت اقتصادی و تحریم های بین‌المللی، جامعه ایران هزاران اعتصاب و اعتراض کارگری، چهار خیزش و برآمد توده‌ای و جنبش‌های اعتراضی بی وقفه اقشار محروم جامعه را تجربه کرده است. از اینرو رژیم جمهوری اسلامی به رغم کشتار هولناک معترضان در جریان خیزش سراسری اخیر در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه و هراس افکنی هایی که انجام داد نتوانست ترس را بر جامعه حاکم کند. جامعه بسرعت از شوک و بهت اولیه عبور کرد و اندوه و خشم خود را به نیروی همبستگی و اعتراض علیه ساختار سیاسی حاکم تبدیل کرد.  برپایی مراسم های گسترده خاکسپاری و گرامیداشت یاد جانباختگان، محکومیت جنایات جمهوری اسلامی از جانب بخش‌های مختلف جامعه، اعتصاب سراسری مدارس و اعتراضات گسترده جنبش دانشجویی در دانشگاه‌های مختلف بازتاب فضای عمومی حاکم بر جامعه است. در تمام این دوران سیاست‌های مداخله‌گرانه آمریکا نه تنها کمکی به جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی نکرده، بلکه در ضدیت با منافع این جنبش قرار داشته است.


در شرایط کنونی نیز این جنگ ارتجاعی نه تنها به جنبش‌های اجتماعی و اعتراضی کمک نمی کند، بلکه این جنبش‌ها را به حاشیه می راند. جنگ هر اندازه هم که «هوشمندانه» و اهداف آن دقیق و از قبل تعیین شده و به اصطلاح «بشردوستانه» باشد، مانند هر جنگ ارتجاعی دیگری کشتار، ویرانی و آوارگی را در پی خواهد داشت. تحت تاثیر این واقعیات و شرایط جنگی حفظ امنیت و تداوم زندگی در صدر اولویت‌های مردم قرار می‌گیرد و جنبش‌های اعتراضی به حاشیه رانده می‌شوند. به تبع آن اولویت کار فعالین جنبش‌های اجتماعی تغییر کرده و تلاش برای کاهش تاثیرات ویرانگر جنگ بر کار و زندگی و امنیت مردم به صدر اولویت‌های آنان می‌آید. بدیهی است که در چنین شرایطی فعالین سوسیالیست و رادیکال و پیشرو جنبش کارگری و دیگر جنبش‌های اجتماعی بویژه فعالین جنبش دانشجویی و جوانان در محلات شهرها ضمن اعلام نه قاطع به این جنگ سرمایه‌دارانه و ارتجاعی باید از هر طریقی برای تحکیم اتحاد و همبستگی در میان مردم تلاش کرده و با سازماندهی اکیپ‌ها و کمیته‌های همیاری و کمک‌رسانی مردمی مصائب جنگ را بر زندگی و امنیت مردم را کاهش دهند. در چنین شرایطی قطع جنگ از مسیر سرنگونی جمهوری اسلامی می گذرد و باید مبارزه سازمانیافته برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی را تشدید کرد. اما باید مرتبا به مردم هشدار داد که دوباره فریب فرمان‌ها و فراخوان‌های ترامپ و نتانیاهو و رضا پهلوی را نخورند. قیام برای سرنگونی جمهوری اسلامی نه یک حرکت خودجوش، بلکه اوج سازمانیابی یک جنبش توده ای و سراسری است. این امر فقط از عزم و اراده متحد و همبسته همه رهبران و فعالین جنبش های پیشرو اجتماعی ساخته است. باید برای متشکل کردن این اراده بی درنگ اقدام کرد.


حزب کمونیست ایران اعلام می کند که جنگ آمریکا و اسرائیل و رژیم جمهوری اسلامی ادامه سیاست های تاکنونی و از هر دو طرف، جنگی ارتجاعی و سرمایه دارانه است. این جنگ نه برای آزادی مردم، بلکه در راستای منافع ژئوپولیتیک و اقتصادی قدرت‌های بزرگ صورت می‌گیرد. ما هرگونه تلاش برای مشروع جلوه دادن مداخله‌ی خارجی به نام «حمایت از مردم» را مردود می‌دانیم. تجربه‌ی تاریخی نشان داده است که رهایی توده های مردم از راه حملات موشکی و بمباران قدرت‌های امپریالیستی به دست نمی‌آید. تجربه‌ی سال‌های اخیر و تهاجم نظامی به افغانستان و عراق تا سوریه و لیبی به‌روشنی نشان داده است که مداخلات نظامی قدرت‌های بزرگ، جز ویرانی زیرساخت‌ها، گسترش فقر، بی‌ثباتی مزمن و تقویت نیروهای ارتجاعی دستاوردی برای مردم نداشته است. در همانحال نباید به رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی که یک پای این جنگ ارتجاعی است اجازه داد که به بهانه دفاع از کشور در برابر تجاوز خارجی فضای جامعه را امنیتی کرده جنبش‌های اجتماعی و اعتراضی را به حاشیه براند.


حزب کمونیست ایران ضمن محکوم کردن این جنگ ارتجاعی، همه کارگران و زحمتکشان و مردم آزاده ایران را به گسترش و تشدید مبارزه برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی فرا می خواند و از فعالان و پیشروان جنبش کارگری و دیگر جنبش‌های پیشرو اجتماعی می خواهد که تلاش برای امر سازمانیابی و شکل دادن به یک رهبری هماهنگ و سراسری را گسترش دهند. فقط با تعجیل و تشدید تلاش و مبارزه برای آماده کردن ملزومات سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی می توان مردم ایران و منطقه را از شر این رژیم جنایتکار نجات داد، تلاش نیروهای اپوزیسیون بورژوایی و دست راستی برای آلترناتیو سازی از بالای سر مردم را حنثی کرد و در برابر نظم منطقه ای امپرالیستی و ارتجاعی آمریکا و اسرائیل افق روشنی را پیش روی  کارگران و مردم ستمدیده خاورمیانه قرار داد.


نه به این جنگ ارتجاعی

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری



کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

۹ اسفند ۱۴۰۴

۲۸ فوریه ۲۰۲۶

البيان بالعربية

بيان اللجنة المركزية لـ حزب كمونيست إيران: لا للحرب الرجعية، ليسقط نظام الجمهورية الإسلامية

صباح يوم السبت 9 اسفند 1404 الموافق 28 فبراير 2026، شنّت جيوش الولايات المتحدة وإسرائيل عملية واسعة ومنسّقة استهدفت مواقع في مدن إيرانية مختلفة عبر هجمات صاروخية وقصف جوي. وبحسب التقارير، ففي اليوم الأول من الحرب وحده، أسفر قصف مدرسة ابتدائية للبنات في مدينة ميناب بمحافظة هرمزغان جنوب إيران عن مقتل ما لا يقل عن 50 شخصًا، وتشير بعض التقارير إلى أن إجمالي القتلى حتى الآن تجاوز 200 شخص، إضافة إلى أكثر من 700 جريح. وفي المقابل، استهدف نظام الجمهورية الإسلامية إسرائيل وعددًا من القواعد العسكرية الأميركية في المنطقة بهجمات صاروخية. وقد بدأت هذه العمليات العسكرية عقب نقل القوات والتعبئة العسكرية الكاملة للمنطقة من جانب الولايات المتحدة، وبعد فشل الجولة الثانية من المفاوضات بين وفدي الطرفين في ظل التهديدات الأميركية بالحرب وإصرار الجمهورية الإسلامية على مواصلة برنامجها النووي.

إن ما نشهده اليوم هو حلقة جديدة في سلسلة الصراعات الإمبريالية لإعادة رسم توازن القوى في منطقة الشرق الأوسط. فسعي الولايات المتحدة إلى ترسيخ هيمنتها والسيطرة على مصادر الطاقة والممرات الاستراتيجية ومجالات النفوذ السياسي، إلى جانب مساعي الجمهورية الإسلامية للبقاء واقتسام النفوذ في إعادة تشكيل النظام الإقليمي، أعاد مرة أخرى الشرق الأوسط إلى ساحة مواجهة عسكرية. إن حكومة ترامب ذات التوجهات النيوليبرالية المتطرفة، التي داست على القوانين الدولية المنبثقة عن توازنات ما بعد الحرب العالمية الثانية، وبعد الإبادة في غزة وبالتواطؤ مع إسرائيل، تسعى إلى فرض مشروعها للنظام الإمبريالي في الشرق الأوسط، وترى في الجمهورية الإسلامية عقبة أمام تحقيق مخططاتها. وفي المقابل، فإن نظام الجمهورية الإسلامية، الذي أنفق مئات المليارات من ثروات المجتمع الإيراني وعائدات كدح العمال على المشاريع النووية وتسليح ما يسمى بمحور المقاومة وبناء ترسانة صاروخية، يعتبر هذه الحرب بل وحتى توسيعها إقليميًا وسيلة لبقائه.

وتقع هذه الحرب في سياق تعمّق الأزمات الداخلية في إيران، حيث تعيش البلاد منذ سنوات تحت وطأة سياسات رأسمالية نيوليبرالية، وتخفيض أجور العمل، والتضخم والانفلات في الأسعار، واتساع الفجوة الطبقية، والقمع المنظم للتنظيمات العمالية المستقلة ونشطاء الحركات الاجتماعية. وقد جعلت هذه الظروف المجتمع أكثر هشاشة، وفتحت الباب أمام استغلال القوى الإمبريالية لهذا الوضع.

وتأتي هذه الحرب المدمّرة في وقت شهد فيه المجتمع الإيراني خلال السنوات الثماني الماضية، تحت قمع النظام وضغط الفقر والعقوبات الدولية، آلاف الإضرابات والاحتجاجات العمالية وأربع انتفاضات جماهيرية واسعة وحركات احتجاج متواصلة للفئات المحرومة. ورغم القمع الدموي الذي مارسه النظام خلال الانتفاضة الأخيرة، لم يتمكن من فرض الخوف على المجتمع، الذي سرعان ما تجاوز الصدمة الأولية وحوّل حزنه وغضبه إلى قوة تضامن واحتجاج ضد البنية السياسية الحاكمة. وقد عكست مراسم التشييع الواسعة وإحياء ذكرى الضحايا، وإدانة جرائم النظام من قطاعات مختلفة، والإضراب العام في المدارس، والاحتجاجات الطلابية الواسعة، المزاج العام السائد في المجتمع. وخلال كل هذه الفترة، لم تخدم السياسات التدخلية الأميركية حركة إسقاط الجمهورية الإسلامية، بل تعارضت مع مصالحها.

وفي الظروف الراهنة، فإن هذه الحرب الرجعية لا تساعد الحركات الاجتماعية والاحتجاجية، بل تدفعها إلى الهامش. فالحرب، مهما وُصفت بأنها «ذكية» أو «دقيقة» أو «إنسانية»، تحمل في طياتها القتل والدمار والتشريد. وتحت وطأة الحرب، تصبح أولويات الناس منصبة على الأمن واستمرار الحياة، فتتراجع الحركات الاحتجاجية. ومن ثم تتغير أولويات النشطاء نحو تقليل آثار الحرب المدمرة على حياة الناس وأمنهم. وفي هذه الظروف، ينبغي للنشطاء الاشتراكيين والراديكاليين في الحركة العمالية وغيرها من الحركات الاجتماعية، وخاصة الطلاب والشباب، أن يعلنوا رفضهم القاطع لهذه الحرب الرأسمالية الرجعية، وأن يسعوا إلى تعزيز الوحدة والتضامن الشعبي وتنظيم فرق ولجان مساندة وإغاثة لتخفيف آثار الحرب. إن إنهاء الحرب يمر عبر إسقاط الجمهورية الإسلامية، ويجب تصعيد النضال المنظم لتحقيق ذلك، مع التحذير من الانخداع بدعوات ترامب ونتنياهو ورضا بهلوي. فإسقاط النظام ليس فعلًا عفويًا، بل هو ذروة تنظيم حركة جماهيرية شاملة، ويتطلب إرادة موحدة ومنظمة لقيادات الحركات الاجتماعية.

ويعلن حزب كمونيست إيران أن الحرب بين الولايات المتحدة وإسرائيل والجمهورية الإسلامية استمرار لسياسات الطرفين، وهي حرب رجعية ورأسمالية من الجانبين، لا تخدم حرية الشعوب بل المصالح الجيوسياسية والاقتصادية للقوى الكبرى. كما يرفض الحزب أي محاولة لإضفاء الشرعية على التدخل الخارجي باسم «دعم الشعب»، إذ أثبتت التجارب في أفغانستان والعراق وسوريا وليبيا أن التدخلات العسكرية لم تجلب سوى الدمار والفقر وعدم الاستقرار وتعزيز القوى الرجعية. وفي الوقت نفسه، لا ينبغي السماح للنظام باستغلال العدوان الخارجي لفرض أجواء أمنية وقمع الحركات الاجتماعية.

ويدين حزب كمونيست إيران هذه الحرب الرجعية، ويدعو العمال والكادحين وكل الأحرار في إيران إلى توسيع وتصعيد النضال من أجل إسقاط النظام إسقاطًا ثوريًا، والعمل على بناء قيادة منسقة وشاملة للحركات الاجتماعية. فبتكثيف الجهود للتحضير لإسقاط النظام يمكن إنقاذ شعوب إيران والمنطقة من هذا النظام، وإحباط محاولات المعارضة البرجوازية اليمينية لفرض بديل من فوق، وفتح أفق تحرري أمام عمال وشعوب الشرق الأوسط.

لا لهذه الحرب الرجعية
ليسقط نظام الجمهورية الإسلامية
عاشت الحرية، المساواة، وحكومة العمال

اللجنة المركزية لحزب كمونيست إيران
9 اسفند 1404
28 فبراير 2026

On the US and Israeli military attack on centres of the Islamic Republic

With the persistence of Khamenei and the Islamic Republic in their terrorist policies in the region, uranium enrichment, missile programmes and war-mongering, on the morning of Saturday 28 February the US and Israeli armed forces began a widespread military attack against the Islamic Republic. In a joint operation, the US and Israel have launched extensive attacks on centres and headquarters of the Islamic Republic’s forces in Tehran, Qom, Tabriz, Isfahan, Karaj, Lorestan, Kermanshah and other cities. In Tehran, among the targets were Khamenei’s office and several ministries, as well as political and military officials of the regime. Reports indicate the killing of Amir Hatami, Commander-in-Chief of the Islamic Republic’s army, Ali Shamkhani, Secretary of the Supreme National Security Council, and a number of other senior officials and commanders of the regime. In response to these attacks, the Islamic Republic has launched missile strikes against sites in Israel, Saudi Arabia, Kuwait, Jordan, the UAE, Qatar and Bahrain.

The policies of the Islamic Republic are the cause of this situation. To put an end to the war, insecurity and the 47 years of suffering imposed on the people, the Islamic Republic must be brought down — and this is the task of the revolutionary people. The people want neither nuclear enrichment, nor the Islamic Republic’s missile policies, nor its proxy forces; with the overthrow of the Islamic Republic these policies too will come to an end.

A highly dynamic situation has begun in Iran, and regardless of the objectives of the US and Israeli governments, these blows place the Islamic Republic in a fragile position and may create conditions for a popular assault on the regime. The toppling of the regime is the work of the revolutionary people. People want welfare, freedom and a humane society, and achieving this depends on their readiness for a final offensive against the Islamic Republic.

People are pleased at the killing of officials and at the very fact of military attacks against the Islamic Republic, expressing their joy by sounding car horns, chanting slogans, dancing and in other ways. This atmosphere must be encouraged. The regime has announced the closure of schools and universities, and government offices have been partially shut down. In such circumstances, students, teachers and pupils, workers in production and service centres and office employees can stop work and launch a political strike, preparing themselves for further blows to the government. Under conditions of bombardment and military attacks, people must take care to avoid any gathering or action that endangers their safety. In all circumstances the atmosphere of protest must be maintained. Mutual aid and solidarity must be expanded as much as possible, and wherever feasible control of neighbourhoods and cities must be taken into people’s hands. In these conditions it is particularly important to place at the forefront, with full force, the effort to free political prisoners and those arrested in the recent protests.

As a result of the military attacks, it is possible that the situation will quickly unravel, that the regime will lose control over society and that its capacity for repression will be severely reduced. We must prepare for such conditions in order to use any opportunity that arises for advancing against the regime and shaping broad and powerful mass protests.

The Worker-communist Party firmly condemns any attack that harms the lives and property of the people. The party declares that the goal in all circumstances is the overthrow of the Islamic Republic, and calls on all activists and organisers of protests and movements, students and revolutionary youth to prepare themselves to organise the people, organise mutual aid, take control of neighbourhoods, cities and workplaces and services, and organise protests whenever and wherever conditions allow. The Islamic Republic must be overthrown, and this is the task of a united and organised people.

Worker-communist Party of Iran

28 February 2026

ترجمة للعربية

حول الهجوم العسكري الأميركي والإسرائيلي على مراكز الجمهورية الإسلامية

مع إصرار علي خامنئي والجمهورية الإسلامية على سياساتهما التي يصفها البيان بالإرهابية في المنطقة، وعلى تخصيب اليورانيوم والبرامج الصاروخية وإشعال الحروب، بدأت القوات المسلحة الأميركية والإسرائيلية صباح السبت 28 فبراير هجومًا عسكريًا واسعًا ضد الجمهورية الإسلامية. وفي عملية مشتركة، شنّت الولايات المتحدة وإسرائيل هجمات مكثفة على مراكز ومقار قوات الجمهورية الإسلامية في طهران وقم وتبريز وأصفهان وكرج ولورستان وكرمانشاه ومدن أخرى. وفي طهران، كان من بين الأهداف مكتب خامنئي وعدة وزارات، إضافة إلى مسؤولين سياسيين وعسكريين في النظام. وتشير التقارير إلى مقتل أمير حاتمي، القائد العام لجيش الجمهورية الإسلامية، وعلي شمخاني، أمين المجلس الأعلى للأمن القومي، وعدد من كبار المسؤولين والقادة في النظام. وردًّا على هذه الهجمات، أطلقت الجمهورية الإسلامية ضربات صاروخية على مواقع في إسرائيل والسعودية والكويت والأردن والإمارات وقطر والبحرين.

ويرى البيان أن سياسات الجمهورية الإسلامية هي سبب هذا الوضع. ولإنهاء الحرب وانعدام الأمن و47 عامًا من المعاناة المفروضة على الشعب، يجب إسقاط الجمهورية الإسلامية — وهذه مهمة الشعب الثوري. فالشعب لا يريد لا تخصيبًا نوويًا، ولا السياسات الصاروخية للجمهورية الإسلامية، ولا قواتها الوكيلة؛ ومع إسقاطها ستنتهي هذه السياسات أيضًا.

لقد بدأت في إيران مرحلة شديدة الديناميكية، وبغضّ النظر عن أهداف الحكومتين الأميركية والإسرائيلية، فإن هذه الضربات تضع الجمهورية الإسلامية في موقع هش، وقد تهيّئ الظروف لهجوم شعبي على النظام. إن إسقاط النظام هو مهمة الشعب الثوري. فالناس يريدون الرفاه والحرية ومجتمعًا إنسانيًا، وتحقيق ذلك يتوقف على استعدادهم لشن هجوم نهائي ضد الجمهورية الإسلامية.

ويشير البيان إلى أن بعض الناس عبّروا عن ارتياحهم لمقتل المسؤولين ولوقوع الهجمات العسكرية ضد الجمهورية الإسلامية، من خلال إطلاق أبواق السيارات وترديد الشعارات والرقص بطرق مختلفة، ويرى أن هذا المناخ ينبغي تعزيزه. وقد أعلن النظام إغلاق المدارس والجامعات، وأُغلقت الدوائر الحكومية جزئيًا. وفي مثل هذه الظروف، يمكن للطلاب والمعلمين والتلاميذ، والعمال في مراكز الإنتاج والخدمات، وموظفي المكاتب، التوقف عن العمل وإطلاق إضراب سياسي استعدادًا لتوجيه مزيد من الضربات إلى الحكومة. ومع ذلك، وتحت ظروف القصف والهجمات العسكرية، يجب على الناس تجنب أي تجمع أو نشاط يعرّض سلامتهم للخطر. وفي جميع الأحوال ينبغي الحفاظ على أجواء الاحتجاج، وتوسيع نطاق التضامن والمساعدة المتبادلة قدر الإمكان، والسعي حيثما أمكن إلى وضع الأحياء والمدن تحت إدارة السكان. وفي هذه الظروف، من المهم بشكل خاص إعطاء الأولوية الكاملة لجهود إطلاق سراح السجناء السياسيين والمعتقلين في الاحتجاجات الأخيرة.

ويحذّر البيان من أن الوضع قد يتدهور سريعًا نتيجة الهجمات العسكرية، وقد يفقد النظام سيطرته على المجتمع وتتراجع قدرته على القمع بشكل كبير. ويؤكد ضرورة الاستعداد لمثل هذه الظروف لاستغلال أي فرصة تنشأ للتقدم ضد النظام وتنظيم احتجاجات جماهيرية واسعة وقوية.

ويدين حزب العمال الشيوعي الإيراني بشدة أي هجوم يضرّ بحياة الناس وممتلكاتهم. ويعلن أن الهدف في كل الظروف هو إسقاط الجمهورية الإسلامية، ويدعو جميع النشطاء والمنظمين في الاحتجاجات والحركات، والطلاب والشباب الثوري، إلى الاستعداد لتنظيم الناس، وتنظيم شبكات المساعدة المتبادلة، والسيطرة على الأحياء والمدن وأماكن العمل والخدمات، وتنظيم الاحتجاجات كلما وأينما سمحت الظروف.

يجب إسقاط الجمهورية الإسلامية، وهذه مهمة شعب موحّد ومنظّم.

حزب العمال الشيوعي الإيراني
28 فبراير 2026



ليست هناك تعليقات:

إرسال تعليق

إعلان في أسفل التدوينة

إتصل بنا

نموذج الاتصال

الاسم

بريد إلكتروني *

رسالة *